خواهر لیلا

رضا هستم و 27 سالمه قدم هم 180 و 75 کیلوگرم وزنمه.

خواهر لیلا ساک زدن مجلسی خواهرم ساک زدن خواهرم لیلا ساک زدن پر توف آبجی لیلا داستان سکس محارم ساک زدن خواهرم

خوب بزارین از وضعیت خونه و زندگیم بگم من یعنی بهتر بگم خانوادهی ما توی کرج زندگی میکنیم.

من تازه دانشگامو تموم کردم. و تو خونه نشستم بیکارم روزاهم میرم کافه شبا میام خونه.

خلاصه فقط با رفیقای بیکار تر از خودم هستم. ادامه خواندن “خواهر لیلا”

داستان من و خواهر زنم سمیه توی ماشین

فریبرز هستم و 24 سالمه ماجرایی که میخوام براتون بگم مربوط به همین چند ماه قبل هستش بله اون موقع بای یه سفر کاری که داشتم رفتم تهران الته تصمیم گرفتن خونه ی خواهر زنم سمیه هم سر بزنم.

داستان من و خواهر زنم سمیه توی ماشین من و خواهر زنم توی ماشین داستان کوس تنگ خواهر زنم داستان کردن خواهر زنم داستان سکسی داستان سکس با خواهر زنم خواهر زن

البته خودم زیاد نمیخواستم برم اونجا از اونجایی که زنم از من خواسته بود یک امانتی به خوهرش که میشه همون خواهر زن باشه برسونم رفتم. ادامه خواندن “داستان من و خواهر زنم سمیه توی ماشین”

داستان من و عمه فریده

درود به همه ی شما عزیزان آرش هستم و 27 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به دو هفته قبل هستش که برای عید دیدنی رفته بودم خونه ی عمه فریده.

داستان من و عمه فریده داستان کوس و کون دادن عمه فریده داستان سکسی حدید ایرانی داستان کس دادن عمه داستان سکسی جدید ایرانی داستان سکسی داستان سکس با محارم داستان سکس با عمه فریده

ماجرا از اونجا شروع شد که میخواستم برای حال هوایی عوض کردن برم خونه ی عمم به خاطر اینکه دلم خیلی گرفته بود کسی خونه هم نبود همه برای خودشون رفته بودم سفر جز خودم که تو خونه تکو تنها نشسته بودم و کسی هم جز من خونه نبود. ادامه خواندن “داستان من و عمه فریده”

داستان من و داداش رضا

داستان من و داداش رضا داستان کوس و کون دادنم به برادرم رضا داستان سکسی جدید داستان سکسی داستان سکس خواهر و برادر ایرانی داستان حشری کردن برادرم داستان حشری کردن برادر توسط خواهر حشری کردن داداشم

سلامی به گرمای بهاری و زیبایی شب پر از ستاره های درخاشان

داستان من و داداش رضا داستان کوس و کون دادنم به برادرم رضا داستان سکسی جدید داستان سکسی داستان سکس خواهر و برادر ایرانی داستان حشری کردن برادرم داستان حشری کردن برادر توسط خواهر حشری کردن داداشم

میترا هستم و این دومین داستانیه که براتون دارم تعریف میکنم.

بزارین اول از خودم بگم میترام 21 سالمه و دانشجو هستم.

داداشم رضا هم 27 سالشه اونم هم شغل آزاد داره و مغازه داره. ادامه خواندن “داستان من و داداش رضا”

داستان من و پسرم علی

سلامی مجدد خدمت یکایک شما عزیزان و همراهان همیشگی

داستان من و پسرم علی سکس مادر و پسر داستان کوس و کون دادنم به پسرم داستان سکسی ایرانی داستان سکس خانوادگی داستان سکس با محارم داستان سک دادنم به پسرم

فریبا هستم و 48 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد پسرم علی هستش.

از اونجایی که علی باباش وفات کرده و به رحمت خدا رفته.

من هم پدری میکنم براش هم مادری هم نقش خواهر و هم حکم برادر رو براش دارم.

و اون هم برای من دختر نداشتمه. ادامه خواندن “داستان من و پسرم علی”

داستان من و دختر همکلاسی

آرمیتا هستم و 18 سالمه قدم هم 178 هستش.

داستان من و دختر همکلاسی داستان لزبین ایرانی داستان لز من و همکلاسیم بیتا داستان لز داستان سکسی لز داستان سکسی داستان سکس دختر با دختر

داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به همین سه روز قبل هستش.

من و دوستم بیتا تصمیم گرفتی مبرای درس خوندن و کمک به هم با هم بریم درس بخونیم. ادامه خواندن “داستان من و دختر همکلاسی”

داستان من و خواهر کوچیکم

سلامی مجدد به همه ی شما عزیزان

داستان من و خواهر کوچیکم داستان کوس دادن خواهرم داستان سکسی داستان سکس محارم خواهر و برادری داستان سکس محارم خانوادگی داستان سکس با خواهر کوچیکم

میلاد هستم و 25 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم مربوط به همین یک ماه پیش هستش.

که واس تفریح یه چند روزی من خوارم رفته بودیم شمال خونه ی عمو رضا.

اول از خودم بگم میلادم بیست و پنج سالمه و دانشجو هستم خواهرم مینا هم 19 سالشه و تازه قبول شده دانشگاه. ادامه خواندن “داستان من و خواهر کوچیکم”

داستان گروهی

لازم سلام خدمت یکایک شما دوستان من پوریا هستم داستانی که میخوام براتون بگم مال چند سال قبله که با بچهای دوران راهنمایی تصمیم گرفتیم واس آمده شدن برای امتحانات نوبت اول با هم دست جمعی درس بخونیم.

داستان گروهی گی گروهی داستان گی گروهی داستان گی زیر 18 سال داستان گی با همکلاسی داستان گی با بچهای مدرسه ای داستان کون دادنم داستان سکسی داستان سکس پسر با پسر

کلا چهار نفر بودیم من پدرام پیام و بهترین دوستم سعید.

ماجرا اینطور شروع شد.

میخواستم با یه بهونه ای بچها یی که مد نظر داشتمو با هم جمع کنم. ادامه خواندن “داستان گروهی”

داستان سیلی زدن من و خواهرم جلوی چشمان هم

سلام به تمام کاربرای عزیز همیشه در صحنه من پیمان هستم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم بدون کوچکترین سانسوری میگم قضاوت و باورش با شما.

داستان سیلی زدن من و خواهرم جلوی چشمان هم داستان کوس دادن خواهرم داستان کس دادن خواهرم داستان سکسی ایرانی داستان سکسی داستان سکس محارم داستان سکس با خواهر داستان خود ارضایی خواهرم داستان جق زدن من و خواهرم رو به روی هم داستان جق زدن خواهرم

اول از خودم بگم پیمانم 28 سالمه قدم هم 180 میشه خیلی لارجم و هنوز ازدواج نکردم.

خواهرم ترنم هم 25 سالشه اونم مثه من چندبار شکست عشقی خورده و کلا بی خیال ادامه دادنه و هنوز مجرده. ادامه خواندن “داستان سیلی زدن من و خواهرم جلوی چشمان هم”

داستان عاشقانه صحنه دار کوتاه ایرانی جدید بدون سانسور

جدیدترین داستان عای عاشقانه ایرانی بدون سانسور

داستان عاشقانه صحنه دار کوتاه ایرانی جدید بدون سانسور رمان عاشقانه صحنه دار با پایان خوش رمان عاشقانه صحنه دار ایرانی داستان های کوتاه عاشقانه داستان عشقولانه داستان عاشقانهپ داستان عاشقانه داستان صحنه دار بدون سانسور داستان صحنه دار

این هم از داستان عاشقانه روایت عشق من و ترنم.

پرویز هستم و 27 سالمه داستانی که میخوام براتون بگم در مورد دختری هستش که بد شدت عاشقش شدم.

بزارین از اول شروع کنم خودم مغازه سوپری دارم و خودتون می دونید روزانه ما با صدها مشتری سرو کله میزنیم که حداقل نصفشون همیشه خرید می کنند. و اونارو میشناسیم. ادامه خواندن “داستان عاشقانه صحنه دار کوتاه ایرانی جدید بدون سانسور”